کلمه گیلکی با ق

شروع آموزش های واژگان گیلکی، ” کلمه گیلکی با ق ” :

همانگونه که در آموزش های واژگان گیلکی و زبان گیلکی قول داده بودیم،میخواهیم تمامی واژه های گیلکی با تمامی حروف را برایتان ارائه دهیم که این بار تصمیم داریم تا درمورد کلمه گیلکی با ق با شما عزیزان صحبت کنیم. یعنی درواقع واژه هایی را برایتان به همراه معنی می آوریم که ابتدایشان حرف ق باشد.

کلمه گیلکی با ق

در مقالات قبلی در مورد کلمه گیلکی با م ، کلمه گیلکی با د ، کلمه گیلکی با خ ، کلمه گیلکی با  الف و.. صحبت شده است و این بار نوبت کلمه گیلکی با ق میباشد. توجه شود که تمامی واژگانی که در ادامه گفته خواهد شد واژگانی هستند که مربوط به شرق گیلان یعنی شهرستان املش،شلمان و اطراف آنها بوده و به کرات توضیح داده ایم که چنانچه کلمه ای با گفتار و نوشتار شما فرق داشت، طبیعی است و این موضوع دلیل بر اشتباه رساندن ما به شما نخواهد بود.چرا که در تمامی استان ها این موضوع کاملا صدق میکند یعنی کلمه ای اصالتش واضح و ثابت است اما طرز گفتن آن در هر منطقه متفاوت است.

به عنوان مثال زبان مردم استان گیلان تقریبا در هر منطقه با یکدیگر متفاوت است. مردم شرق گیلان به ” یکجا بشین” میگویند بنیش (banish) اما مردم شهر رشت مرکز این استان به همین کلمه میگویند بنیشین (banishin). پس تفاوت های اندکی را ما در مناطق مختلف گیلان میبینیم.

 

نمونه های کلمه گیلکی با ق:

حال در ادامه وقت آن است که نمونه های کلمه گیلکی با ق را برایتان ارائه دهیم.

 

معنی


کلمه


خودش را جمع و جور کرده


قون ده چی


نوعی کوزه مسی کوچک


قاب دان


خورشت


قاتوک


مقوا-کارتن


قاردون


ممکن نیست-امکان ندارد


قیده نیه


بچه ی تازه یه دنیا آمده


قوندقه زک


قهر نکن


قار نکون


پروانه


قوران پره


در توانم نیست


قادر نیم


قهر کردن


قار


قهر می کند


قار کونه


قهر کرده


قار بگوده


پف زیر چشم


قور پیله


کمربند دور کمر


قیش


زنگی است در گردن برخی از حیوانات تا گم نشوند


قور


ظرف چوبی تراشیده شده که قند را در آن میشکنند


قندلاک


کت


قبه


برآمدگی استخوان دو طرف مچ پا


قاف


ترازو جهت وزن گرفتن اجسام سنگین


قپان


خودش را پنهان کرد


قایم ببو


نی با ساقه های بلند که در مرداب می روید


قمیش


مقوا


قاردون


جلبک


قور به قه سیل


پر


قو


صبحانه


قله نهر


شکلات


قامپیت


ناحیه ی استخوان دار گلو


قول تنگ


پاشنه تفنگ


قونداق


راه،روش


قلق


خورشت سرد شد


قاتوق وسرس


پیشانی برجسته


قور پیشونی


آب از داغی جوش میکند


قول قول کنه


 

سخن پایانی:

مقاله ی بالا درمورد کلمه گیلکی با ق بود یعنی کلماتی که با حرف ق شروع میشوند.اما توجه فرمایید که این تمامی کلماتی نیست که با ق شروع شده اند اما پرکاربردترین آنها هستند. مثلا کلمه ی قاتوک که معنی خورشت را می دهد واژه ای است که تقریبا هر روزه گیلکی ها از آن استفاده میکنند و  برسر زبان آنها میباشد.

بنابراین توجه کنید که کلمات گفته شده جزو مهم ترین ها بوده و بقیه ی کلمات را لزومی به یادگیری آنها نیست. حتما سعی کنید برای به ذهن سپردن آنها تمرین مداوم داشته باشید و هرگز از تلاش دست نکشید.

 

  نظرات